لیوس

روستای لیوس - گردشگری لیوس - غلام اسماعیلی نیا

لیوس

روستای لیوس - گردشگری لیوس - غلام اسماعیلی نیا

لیوس
esmaeilinia9793@gmail.com
آقای غلام اسماعیلی نیا در کتاب نگاهی بر طاایفه لیوسی و قوم بختیاری که در سال 1391 به چاپ رسید درباره روستای لیوس و مردم ان چنین نوشته اند .
بایگانی
پیوندهای روزانه
۲۲ خرداد ۹۳ ، ۱۲:۲۵

سرزمین لیوس

سرزمین لیوس در ژمان جنگ امپراطور ایران و ایتالیا .میدان تاخت و تاز سپاهیان ایران و روم بوده که به دستور اشک سیزدهم سرباز شجـاع ایرانی به نام ســورنا SORNA با همکاری و رشادت های مردم بومی لیوس بر سپاه روم به شیوه چریکـــی شبیخون زده و تعداد ی از سربازان روم از جمله فرمانده ی آنان به نام آیوا AIWA را به هلاکت رسانده و سپاه روم را شکست داده و منطقه لیوس را از حضور اشغالگران روم آزاد کرده و اسیران را به چغازنبپل و اطراف دزفــول کنونی انتقال دادند.

نظرات  (۳)

۲۲ خرداد ۹۳ ، ۱۲:۴۱ امیرحیسن رعیت پیشه

باسلام

من مدیر سایت دیزاین فا هستم اگر تمایل به ساخت بنرو.. دارید می توانید از طریق سایت زیر به ما سفارش دهید سفارشات شما طی 24 ساعت ساخته می شود

www.designfa021.blog.ir

۱۱ خرداد ۹۶ ، ۱۶:۳۱ عبدالعلی کیاندوست از تهران

لیوس نام یک روستای تاریخی و توریستی که تیره های ؛ارقش ؛عشیری ؛ قاسمی ؛ عباسی و اسماعیلی و دهدارو...در آن سکونت دارند و در90 کیلومتری دزفول  محل کوهنوردی و صخره نوردی جوانان و علاقه مندان به این رشته ورزشی است ؛ زمانی جمعیت ساکن در این روستا   بالغ بر یکصد وپنجاه خانوار بوده که براثر کم لطفی و کم توجهی و بی مهری قرار گرفتن ها که با تمام  مردم کوچنده وبافنده ؛ مال رو ؛ گله و رمه داروکشاورز به جمعیت پنجاه خانوار کاهش یافته این  روستا درپای کوه لنگر که از بالا ناظر بر روزگارسخت لیوس دارد ویک لحظه چشم از لیوس بر نمی دارد گر‌چه از دور ابهت کوه لنگر که کوه لیوس هم نامیده می شود شما رامجذوب خود میکند، ولی وقتی نزدیک می‌شوی، این خود لیوس و محیط سنگی و خانه های طاقی و کودکان وپیران در انتظارآن ا ست که شما را شیفته خود می‌کند. چون هر سو که بنگری چیزی برای دیدن، مجذوب شدن و تفکرو تامل وجود دارد. این کوه از شمالی‌ترین کوه‌های استان خوزستان است. لیوس درشمال دزفول قرار دارد. مسیر دزفول تا لیوس مسیری کوهستانی وبا کوههای بسیار متفاوت سنگی و در رنگهای متفاوت مناظری دیدنی (به خصوص در فصل بهار)را دارد.ارتفاع 2450 متری  کوه لیوس نیز معروف و دارای شیب تند سنگی میباشد که در سر قله خود در مسیرحرکت ایل دارای یک چشمه بنام شوی یا به نوعی آبشار شوی میباشد. و ازراههای سردشت لالی ودزفول و اندیمشک نیز به آن راه دارد واز کنار سد تنظیمی دز باید عبور کرد .

 قابل ذکراینکه آن چیزی که روستای لیوس را در تاریخ ماندگار کرده قدمت تاریخی روستا نوع بافت ساختمانی طاقی شکل که توسط چوب نی و گچ با معماری خاصی ساخته شده بگونه ای که حتی قبرستان آن منطقه دارای چنین ساختی میباشد کوچه های میان گذر بین خانه ها تماما سنگی میباشد. مهمتر از همه اینها مهمان نوازی مردم خونگرم که درب هیچ خانه ای بر روی کسی بسته نیست .ساخت چوقای آن که قدمت فرهنگ یک سرزمین و یک ایل بنام ( لر)  چهار لنگ و هفت لنگ را بهمراه دارد مکانی که شروع بافت چوقا ( چوخا ) را برای اولین بار در ایل لر بنا گذاشته و امروزه به جایی رسیده که ساکنان لیوس برای گذراندن امرار معاش لچک و می نا ؛ و قر؛ کرکیت و پره ؛ چوقا و دبیت ؛ سبد ( تویزه ) شیر دنگهای خود را ومیراث گذشتگان را بفروش برسانند. برای رسیدن به این مکان از سمت دزفول باید از روستا ها و آبادهایی در مسیر همچون پا منار؛ اسلام آباد ؛ بازرگه ؛ شیهون ؛ سردشت ؛ حسن آقا دارک ؛ دیونی ؛ امام زاده بی بی بانو؛ ماشکار؛ دهستان احمد فداله و روستای آذنگ و...عبور کرد کوههای سر به فلک کشیده بیر ؛ لگریون و...همچنین درختان زیبای سرزمین بختیاری جزء جدا نشدنی این چشم اندازها میباشد .درختانی همچون بلوط ؛ بادام زمینی ( جرگ ) ؛ بن ؛ کلخنگ و 

۱۱ خرداد ۹۶ ، ۱۶:۳۹ عبدالعلی کیاندوست از تهران
علی اکبر شکارچی موسیقی سرای لرمیکوید:
عشایر می‌دانم.
یادم می‌آید، در نزدیکی زادگاهم، ایستگاه راه آهن چم‌ْسنگر، دِهی بود که در فصل کوچِ بهاری، مردمان آن دِه، بایستی از گذرگاهی باریک و صخره‌ای که هم جوی آب از آن می‌گذشت و هم گله و رمه و مردمانِ در حال کوچ.
یک‌سال به چشم خود دیدم اسبی سفید، با باروبُنه برای سفری پُرامید بر صخره گیر کرد و در درّه سقوط کرد. در چشم برهم زدنی درّه همه پُر شد از فریاد و شیون و طولی نکشید بار اسب تقسیم شد بین همسایگان، و دوباره کوچ بود و رفتنِ گله و رَمه و انسان؛ و پرتگاه و درّه و اسب سفید را، همه سکوت کوهستان در خود بلعید و تنها خاطره‌ای عبرت‌ْانگیز از آن به جای ماند و بس.
من عبور مردمانمان را از این بحران، که زندگی‌شان را سخت تحت‌الشعاع قرار داده، به عبور دلیرانه و با روحیه مردم ایلات از گذرگاه‌های سخت و خطرناک زندگی شبیه می‌دانم.
ای مردم، در این بهار، دست یک‌دیگر را بگیرید، محکم و بی‌قید و شرط بگیرید تا مبادا کسی از پرتگاه نداری ودرماندگی و پریشانی سقوط کند.
فردوسی :
زمانه به یک ‌ْسان ندارد درنگ
گهی شهد و نوش است و گاهی شرنگ
که گر دو برادر نهند پشت به پشت
تن کوه را خاک ماند به پشت
مثل درختان که صخره را می‌شکافند و قد می‌کشند، برای زندگی مهیا شوید تا لااقل آبی را که می‌نوشید، به گوارایی از گلویتان پایین رود.
ای مردم بیایید گرانی، نداری و غم و اندوه و هرآن‌چه شما را آشفته و مضطرب کرده است در سینه نگه‌دارید و کمتر آن‌را به زبان آورید، که این سَمّ مهلک، شنونده را هم از پای درمی‌آورد. مثل شکارچیِ گرسنه و صبور، کمین کنید و چشم به راه اندیشه و عملی که برای بهتر زیستن به سراغ‌تان می‌آید بمانید.
ای مردم، تنها نداری و گرانی نیست که امید و شور و شوق را از شما می‌گیرد. این بحران اجتماعی است که روح و روان شما را پریشان می‌کند. وقتی شما پریشان و آشفته می‌شوید، راه مقابله و برون‌رفت از آن را هم نمی‌توانید بیابید. این آشفتگی، فقیر و غنی و زن و مرد و پیر و جوان نمی‌شناسد؛ این پریشانی آفت مهر و دوستی و هوش و ذکاوت خانواده‌ها و همه‌ی اقوام این سرزمین است.
بی‌دلیل نیست، خرم‌آبادی‌ها را رو در روی بروجردی‌ها، دزفولی‌ها را رو در روی شوشتری‌ها و همه‌ی اقوام هم‌ْجوار را در سراسر ایران رو در روی یک‌ دیگر می‌بینیم.

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی